مریم شیعه | شهرآرانیوز؛ چند خودرو با بار آب، غذا، ابزار نمونه برداری و نقشه، از آخرین آبادیهای حاشیه کویر دور میشوند. جاده هرچه پیش میرود، کم رنگتر میشود تا جایی که دیگر چیزی جز خاک، نمک و خطی محو از رد لاستیکها باقی نمیماند. به تازگی از آلمان بازگشته است و راهی سرزمینی میشود که بخشهای وسیعی از آن، هنوز روی نقشههای علمی ایران ناشناخته است. اینجا کویر لوت است و او به طرح مشترک دانشگاه تهران و دانشگاه سوربن برای شناسایی لوت، پیوسته و قرار است بیابان را از نزدیک بخواند.
پنج سال پیاپی، هر سال دو بار و هر بار نزدیک به یک ماه، کلاس درس را ترک میکند و همراه گروه تحقیقاتی به یکی از ناشناختهترین پهنههای ایران میرود. در سال ۱۳۴۷ و در اولین سفرش، نه خبری از موقعیت یاب است و نه خبری از تلفن همراه. آن قدر در دل کویر پیش میروند که یک اشتباه ساده، میتواند جان اعضای گروه را به خطر بیندازد. روزها میان کلوت ها، نمکزارها و دشتهای برهنه میگذرند.
اعضای گروه توقف میکنند و پیوسته نمونه برمی دارند، یادداشت مینویسند و دوباره راه میافتند. برای او، لوت زمین خالی و بی مصرف نیست. هر تکه اش سندی از تاریخ طبیعی ایران است. در یکی از همین بررسی ها، در حاشیه غربی لوت و حوالی خبیص، نشانههایی غیرعادی از میان خاک پیدا میشود و محوطهای باستانی خودش را نشان میدهد.
پژوهشهای میدانی او به شناساندن ساختار طبیعی لوت، کلوتها و ویژگیهای اقلیمی این پهنه کمک کرد و بیابانی را که اغلب سرزمینی مرده پنداشته میشد، به موضوعی مهم در جغرافیای ایران تبدیل کرد. سالها بعد، هنگامی که لوت در سال۱۳۹۵ به عنوان نخستین اثر طبیعی ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد، کار پژوهشگرانی بود که وجب به وجب آن سرزمین را پیموده بودند. او حرف نمیزد، عمل میکرد و پا به دل سرزمینی میگذاشت که کمتر کسی حاضر بود یک ماه تمام در آن ساکن شود. او ایران را مصرف نمیکرد، آن را میشناخت و معرفی میکرد.
پروفسور پرویز کردوانی در جوانی برای تحصیل راهی آلمان شد. در دانشگاه بن مهندسی کشاورزی خواند و سپس تحصیلاتش را در رشته کشاورزی با گرایش عمران کویر ادامه داد. سال ۱۳۴۵ دوره دکتری را با امتیاز عالی به پایان رساند و با وجود امکان ماندن، به ایران بازگشت.
نخستین محل خدمتش دانشکده تازه تأسیس کشاورزی و دامپروری ارومیه بود، شهری که دریاچه اش چند دهه بعد به یکی از جدیترین دغدغههای او تبدیل شد. سپس به گروه جغرافیای دانشگاه تهران پیوست. تدریس کرد، کتاب نوشت، دانشجو پرورش داد و مسئولیت هایی، چون ریاست مرکز تحقیقات مناطق کویری و بیابانی و مدیریت دفتر مطالعات آموزشی دانشگاه را بر عهده گرفت. انتخاب به عنوان استاد نمونه دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۷، دریافت جایزه مهرگان علم و معرفی به عنوان چهره ماندگار جغرافیا در سال ۱۳۸۴، بخشی از کارنامه او بود.
دغدغه اصلی او آب بود، ثروتی که عقیده داشت به جای مدیریت، غارت شده است. گسترش چاههای عمیق، کنار گذاشتن قنات ها، توسعه کشاورزی و صنایع آب بر در مناطق خشک، انتقال آب بدون ملاحظه توان اکولوژیک مبدأ و مقصد و مصرف بی تناسب با اقلیم، بارها موضوع اعتراضش قرار گرفت. هشدار میداد که پایین رفتن سفرههای زیرزمینی فقط به خشک شدن چاه ختم نمیشود. فرونشست، بافت زمین را چنان متراکم میکند که حتی بارندگیهای بعدی نیز نمیتوانند آن ذخیره ازدست رفته را بازگردانند.
پیشنهادهایش درباره دریاچه ارومیه، از جمله مخالفت با انتقال آب برای احیای آن و ایده بهره گیری متفاوت از بستر خشک دریاچه، با انتقاد دولتیها روبه رو شد، اما حتی مخالفانش نمیتوانستند نگرانی بنیادین او را انکار کنند. او بحران آب را حادثهای متعلق به آینده نمیدید، نتیجه تصمیمهایی میدانست که سالها پیش گرفته شدهاند و هزینه شان اکنون از چاههای خشک، دشتهای فرونشسته و روستاهای خالی سر برآورده است.
پرویز کردوانی در مرداد ۱۴۰۰ درگذشت. در روزگاری که فرونشست زمین به حاشیه شهرها رسیده، تالابها محو شده، گردوغبار از مرز استانها گذشته و مسئله آب به مهاجرت، معیشت و امنیت اجتماعی پیوند خورده است، جای خالی او بیشتر به چشم میآید. آنچه ایران نیاز دارد، بازگرداندن روش دانشگاه به سیاست گذاری است؛ گردآوری داده، گفت وگوی آزاد متخصصان، سنجش فرضیه ها، مطالعه پیامدهای بلندمدت و امکان اصلاح تصمیم پیش از آنکه هزینه اش جبران ناپذیر شود. دانشگاه زمانی میتواند محیط زیست ایران را نجات دهد که استقلال داشته باشد، میدان گفتوگو باقی بماند و پژوهشگر برای گفتن نتیجهای که مطلوب سیاست گذار نیست، احساس ناامنی نکند.
سال هاست که بسیاری از تصمیمهای بزرگ محیط زیستی، از استقرار صنایع آب بر تا سدسازی، انتقال آب و گسترش کشاورزی، پیش از شکل گیری یک اجماع علمی یا برخلاف هشدارهای دانشگاهیان اجرا شدهاند. گاهی از استادان پس از وقوع بحران دعوت میشود تا برای تصمیمی که پیشتر گرفته شده، توضیح یا راه نجاتی پیدا کنند.
این استفاده از دانشگاه نیست، تبدیل علم به زینت جلسهای است که نتیجه اش از قبل معلوم است. محیط زیست ایران را شعارهای سبز و پروژههای نمایشی نجات نمیدهند. نجات از جایی آغاز میشود که بودجه، توسعه صنعتی، کشاورزی، شهرسازی و جمعیت پذیری هر منطقه بر اساس ظرفیت واقعی آب و خاک آن تنظیم شود. میراث کردوانی اصرار بر این حقیقت ساده است که طبیعت با دستور اداری عقب نشینی نمیکند.
تمرکز پرویز کردوانی در آثار مکتوبی که به چاپ رساند؛ مسائل آب و ارائه راهکار برای حل بحرانهای آبی و خشکسالی است. او با انتشار دهها کتاب و صدها مقاله با موضوع آب، خاک و محیط زیست نامش را به عنوان چهره ماندگار در جغرافیای ایران زمین جاودانه کرد.
«خشک سالی و راههای مقابله با آن در ایران»، «مناطق خشک»، «اکوسیستمهای طبیعی»، «مسائل آب در ایران» و «کویر (نمکزار) بزرگ مرکزی ایران و مناطق همجوار» از جمله کتابهای شاخص پروفسور کردوانی هستند که بارها تجدید چاپ شدهاند.